أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
17
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
بگزاردندى حرام بوذى به اين احوال مشغول شدن تا شب ديگر رسيذى . وقتى عمر خطاب بعد از آنك نماز خفتن گزارده بوذ با زن مباشرت كرد ، چون غسل كرد ندامت بوى راه يافت ؛ بگريست و خوذ را ملامت ميكرد و برين گناه پشيمانى مىنموذ ؛ به خدمت رسول آمذ . گفت : يا رسول اللّه ! بعد از آنك نماز خفتن گزاردم 402 ( 26 ) به خانه 403 رفتم . . . ى 404 خوش از زن خود بيافتم . نفس من در حركت آمذ . با وى مباشرت كردم . هل تجد لي رخصة ؟ ، مرا هيچ رخصتى مىيابى ؟ رسول گفت : اى عمر ! من درين صورت هيچ رخصت نمىيابم . 405 جماعتي از ياران برخاستند و بر خوذ بفعل عمر اعتراف كردند 406 . آيت 407 آمذ : « أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ [ . . . ] عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ » 408 يعنى : حلال كردند بر شما مباشرت كردن با زنان [ . . . ] خذاى - تعالى - دانست كى شما بعد از نماز خفتن به مباشرت كردن با زنان در دين 409 خيانت كردهايذ و بر خود ظلم نموذه ، « فَتابَ عَلَيْكُمْ » 410 توبت 411 شما قبول كرد و آن گناه از شما عفو كرد « وَ عَفا عَنْكُمْ » 412 . سبب 413 نزول « إِذا سَأَلَكَ عِبادِي » اين بوذ كى عمر طلب رخصت كرد . كلبى 414 گويذ : سبب نزول اين آيت آن بوذ كى جهودان مدينه نزد رسول آمذند و گفتند : اى محمّد ! تو مىگويى كى : خذاى - تعالى - دعاء ما مىشنوذ . چون بشنوذ ؟ ، و تو مىگويى كى : از آسمانى بآسمانى پانصذ ساله راه است و سطبرى هر آسمانى هم پانصذ ساله است . اين آيت منزل شذ . حسن گويذ : صحابه رسول را گفتند : خذاى - تعالى - كجاست ؟ بارى - عزّ اسمه - 415 اين آيت فرستاذ 416 . ضحاك گويذ : صحابه گفتند : يا رسول اللّه ! خذاى ما نزديك است تا با وى ( 27 ) مناجاة كنيم يا دورست تا او را ندا كنيم ؟ خذاى - تعالى - آيت فرستاذ . « إِذا سَأَلَكَ عِبادِي » و چون بندگان من ترا از من پرسند 417 418 « فَإِنِّي قَرِيبٌ » من نزديكم . اهل معنى گفتهاند : « قل » در آيت مضمرست ، يعنى : قل لهم ، بگو ايشانرا ، اى محمّد ! ، انّى قريب منهم بالعلم ؛ كى من بعلم بايشان نزديكم 419 . « أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ » أجابت كنم آن را كى مرا خوانذ 420 « فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي » بايذ كى مرا بطاعت أجابت كنند ؛ و « أجاب » و « استجاب » بيك معنى بوذ ، و « أجابت » در لغت طاعت باشذ ، يعنى : فرمان بردن ، و « أجابت » از حضرت خذاى - تعالى - عطا بوذ و از بنده 421 طاعت . « وَ لْيُؤْمِنُوا بِي » و بايذ كى به من ايمان آرند و تصديق نمايند مرا 422 در احكام « لَعَلَّهُمْ